ما ایرانیا اینطوریم....!!!!

وقتی که ما ایرانیا میخوایم کسی رو ستایش کنیم؛applause


عجب نقاشیه نکبت…


چه دست فرمون داره توله سگ…


چه گیتاری میزنه ناکس…


استاده کامپیوتره لامصب…


عجب گلی زد بی وجدان…


بی شرف کارش خیلی درسته…


دوستت دارم وحشتنـــــاک…


چه صدایی داره کثافت....


وقتی که میخوایم ناسزا بگیم یا نیش و کنایه بزنیم ؛


برو شازده…؟


چی میگی بامعرفت …؟


آخه آدم حســـابی…؟


چطوری آی کیو…؟


به به استاد معظــــم…؟


کجایی با مرام…؟


آقای محترم…؟


برو دکتـــر برو…؟


خدایا نزار بزرگ شم !


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


الو ... الو ... سلام

کسی اونجا نیست ؟؟؟

مگه اونجا خونه ی خدا نیست ؟

پس چرا کسی جواب نمیده ؟

یهو یه صدای مهربون بگوش کودک نواخته شد! مثل صدای یه فرشته ... 

- بله با کی کار داری کوچولو ؟

خدا هست ؟ باهاش قرار داشتم، قول داده امشب جوابمو بده

- بگو من میشنوم

کودک متعجب پرسید : مگه تو خدایی ؟ من با خود خدا کار دارم ...

- هر چی میخوای به من بگو قول میدم به خدا بگم

صدای بغض آلودش آهسته گفت یعنی خدام منو دوست نداره ؟؟؟

- فرشته ساکت بود. بعد از مکثی نه چندان طولانی گفت نه خدا خیلی

 دوستت داره. مگه کسی میتونه تو رو دوست نداشته باشه؟


بلور اشکی که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست و بر

 روی گونه اش غلطید و با همان بغض گفت : اصلا اگه نگی خدا باهام

 حرف بزنه گریه میکنما ...


بعد از چند لحظه هیاهوی سکوت شکسته شد :

ندایی صدایش در گوش و جان کودک طنین انداز شد : بگو زیبا بگو. هر

 آنچه را که بر دل کوچکت سنگینی میکند بگو ... 


دیگر بغض امانش را بریده بود بلند بلند گریه کرد و گفت : خدا جون خدای

 مهربون، خدای قشنگم میخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو

 رو خدا ... چرا ؟ ولی این مخالف با تقدیره. چرا دوست نداری بزرگ بشی؟


آخه خدا من خیلی تو رو دوست دارم قد مامانم، ده تا دوستت دارم. اگه

 بزرگ شم نکنه مثل بقیه فراموشت کنم؟ نکنه یادم بره که یه روزی بهت

 زنگ زدم ؟ نکنه یادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟ مثل بقیه که بزرگ

 شدن و حرف منو نمی فهمن. مثل بقیه که بزرگن و فکر میکنن من الکی

 میگم با تو دوستم. مگه ما با هم دوست نیستیم؟ پس چرا کسی حرفمو

 باور نمیکنه ؟ خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟ مگه اینطوری نمی

 شه باهات حرف زد ؟!


خدا پس از تمام شدن گریه های کودک : آدم ، محبوب ترین مخلوق من ،

 چه زود خاطراتش رو به ازای بزرگ شدن فراموش میکنه ، کاش همه مثل

 تو به جای خواسته های عجیب من رو از خودم طلب میکردند تا تمام دنیا

 در دستشان جا میگرفت. کاش همه مثل تو مرا برای خودم و نه برای

 خودخواهی شان میخواستند. دنیا خیلی برای تو کوچک است ... بیا تا

 برای همیشه کوچک بمانی و هرگز بزرگ نشوی ...


و کودک کنار گوشی تلفن، درحالی که لبخندی شیرین بر لب داشت در


 آغوش خدا به خوابی عمیق و شگفت انگیز فرو رفته بود ...

خیلی شرمندم...

فیسبوک :آخرین بازدید؛ ۱۰ دقیقه قبل

ویچت :آخرین بازدید؛ ۱۲ دقیقه قبل..

قرآن :آخرین بازدید؛ رمضان سال گذشته!

«اَلَم یَانِ لِلَذینَ اَمَنُوا اَن تَخشَعَ قُلوبُهُم لِذِکرِ اللَه»

آیا هنوز وقت آن نرسیده است که دل های مومنان برای خدا خشوع کند؟!

بارونی ی کاری کن ..."پست رمزدار"............:(


ادامه نوشته



نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز / دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند


ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین / بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند . 


خوندن ذهن شما...!!!

خیلی جالبه حتما کلیک کنین...

http://www.fal.maghsad.com/



منبع:http://www.1sloppy.blogfa.com/

یلدا...

محفل آریایتان طلایی

دلهایتان دریایی

شادیهایتان یلدایی

و مبارک باد این شب اهورایی

«شب یلدا پیشاپیش مبارک»

دعای امتحان: 


اللهم اجعل اطرافنا مراقب گاگولا

و اجلس فی بغلنا تلمیذ خرخونا


exam-night



گم میشوم...

کوچه ها و مغازه ها را بلد شدم.


رنگهای چراغ قرمز را ...


حتی جدول ضرب را.


و دیگر در راه هیچ مدرسه ای گم نمیشوم


اما گاهی میان "آدم ها" گم میشوم


خدایا...


آدمها را بلد نیستم!!


گوگل!!!!

google=go+ogle

 

 

بروید + چشم چرانی


گوگل ینی برید چشم

 

 چرونی کنید!!!! :(

همه چی الا "خدا..."


اللــه اکبــر . . .


چک فــردا    فـوتـبـال امشب      چــرا زنگ نـزد      کـاش یـارو رو میـزدم

شهـریـه دانشـگاه     فـردا شب مهمـونـی دعـوتیم     صبح یه سر برم بازار بافت بخرم


عجب مـاشینی بـود تـوی دانـشگـاه     فـلانـی خیـلی افـاده ای بـود

یعنی به توافق برسن  وضعیت بهتر میشه؟   چـرا کسـی نظـر نمیــذاره؟


السـلام علیـکم و رحمـة اللــ ه و برکـــــــااااااااااااااااته


مشکی رنگ عشقه...

من یک محجبه ام.....

من یک محجبه‌ام.... لطفا مرا مسخره کنید.... همانگونه که:

نوح را مسخره کردند. (هود (۱۱): ۳۸)

موسی را مسخره کردند. (شعراء (۲۶): ۲۵)

پیامبر قوم عاد را مسخره کردند. (احقاف (۴۶): ۲۶)

و در یک کلمه مسخره شدن، تنها شکنجهٔ مشترکی بود که همهٔ پیامبران آن را تجربه کردند. (حجر (۱۵): ۱۱)

سخت‌ترین شکنجه‌ای که بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) وارد آمد. تا آنکه خدا برای دلجویی رحمه للعالمین

 اینگونه فرمود: (اگر تو را استهزا کنند نگران نباش،) پیامبران پیش از تو را (نیز) استهزا

 کردند. (انعام (۶): ۱۰ و رعد

 (۱۳): ۳۲ و انبیاء (۲۱): ۴۱).

اما بدانید خداوند وعده داده است: از آنان روی گردان! ما شرّ مسخره کنندگان را از تو 

دفع خواهیم کرد.

 (حجر (۱۵): ۹۵)

تا در روز قیامت بگویند: «افسوس بر من از کوتاهیهایی که در اطاعت فرمان خدا کردم 

و از مسخره کنندگان

 (آیات او) بودم!» (زمر (۳۹): ۵۶).




پس مرا هم مسخره کنید!


مادرم زهرا (س) جلوی نابینا هم حجابش را حفظ کرد! من هم یک محجبه‌ام! الگویم 

زهراست!

پس تا می‌توانید مسخره کنید در من اثری نخواهد داشت.


خودم 7و2و5خخخخ


یادم می آید کودکی ام که به روضه امام حسین می رفتم.
 تنهاجایی که گریه مادرم را می دیدم آنجا بود.
مادرم خیلی صبور است یا حسین بی نهایت عزیز؟؟؟

ازت متنفرم....